تبلیغات
ناقوس عشق - مطالب ناقوس عشق
 
درباره وبلاگ


وفکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی دریای بی کران باشد....

مدیر وبلاگ : ناقوس عشق
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
ناقوس عشق
دچار یعنی عاشق....




هیچکس ویـــرانیم را حس نکرد
وســـعت تنـــهاییم را حس نکرد

در میان خنـــده های تلــــخ من

گــــریه پنهانیم را حــــــس نکرد

در هجوم لحظه های بی کسی
درد بیکس مانـدنم را حـس نکرد

آنــکه با آغاز مـــن ماُنــــوس بود
لحظه پایانیــــم را حـــــس نکرد

من پذیرفتم شکست خویش را
پند ها ی عقل دور انـــــدیش را

آرزو دارم بفــــهـــمــــــی درد را
تلـــخی برخورد های ســــرد را




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 23 شهریور 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز

مرغ پر سوخته در پنجه باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید

دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گر چه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشق

یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد

غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب

دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز 

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع

قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت

در این خانه به امید تو باز است هنوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

دستمال کاغذی به اشک گفت

قطره قطره ات طلاست!

 یک کم از طلای خود حراج میکنی؟

 عاشقم!...

 با من ازدواج میکنی؟!

 اشک گفت

ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟

 تو چقدر ساده ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله میشوی!

چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی!

پس برو و بی خیال باش،...

عاشقی کجاست؟

 تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست!

 گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

 در تن سپید و نازکش دوید خون درد!

 آخرش دستمال کاغذی مچاله شد

 مثل تکه ای زباله شد

تو ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت

چونکه در میان قلب خود

دانه های اشک داشت..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 مرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

«ﺭﻭﻱ ﺧﺎﮎ» 

ﻫﺮﮔﺰ ﺁﺭﺯﻭ ﻧﮑﺮﺩﻩﺍﻡ

ﻳﮏ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺩﺭﺳﺮﺍﺏ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺷﻮﻡ

ﻳﺎ ﭼﻮ ﺭﻭﺡ ﺑﺮﮔﺰﻳﺪﮔﺎﻥ

ﻫﻤﻨﺸﻴﻦ ﺧﺎﻣﺶ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﺷﻮﻡ

ﻫﺮﮔﺰ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﺟﺪﺍنبوده ام

ﺑﺎ ﺳﺘﺎﺭﻩ ﺁﺷﻨﺎ ﻧﺒﻮﺩﻫﺎﻡ

ﺭﻭﻱ ﺧﺎﮎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩﺍﻡ

ﺑﺎ ﺗﻨﻢ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺳﺎﻗﻪ ﮔﻴﺎﻩ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺁﻓﺘﺎﺏ ﻭ ﺁﺏ ﺭﺍ

ﻣﻲﻣﮑﺪ ﮐﻪ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﮐﻨﺪ

ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺯﻣﻴﻞ، ﺑﺎﺭﻭﺭ ﺯ ﺩﺭﺩ

ﺭﻭﻱ ﺧﺎﮎ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩﺍﻡ

 ﺗﺎﺳﺘﺎﺭﻩ ﻫﺎ ﺳﺘﺎﻳﺸﻢ ﮐﻨﻨﺪ

 ﺗﺎ ﻧﺴﻴﻤﻬﺎ ﻧﻮﺍﺯﺷﻢ ﮐﻨﻨﺪ

ﺍﺯ ﺩﺭﻳﭽﻪ ﺍﻡ ﻧﮕﺎﻩ ﻣﻴﮑﻨﻢ

ﺟﺰ ﻃﻨﻴﻦ ﻳﮏﺗﺮﺍﻧﻪﻧﻴﺴﺘﻢ

ﺟﺎﻭﺩﺍﻧﻪ ﻧﻴﺴﺘﻢ

ﺟﺰ ﻃﻨﻴﻦ ﻳﮏ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻧﻤﻴﮑﻨﻢ





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 29 خرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

باران از راه رسید...

عشق رادوباره در مزرعه

خالی تنم پروراند

زندگی را درآسمان آبی

چشمانش حس کردم

ناگهان...

پاییز عشقم از راه رسید

آری رفت

ولی هنوز

قلبم برای اوست...

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 4 خرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

شب اندوه فرا میرسد....

دل سراغت را میگیرد.. .

فاصله ها بین من تو زیاد ...

رابطه ها بین من وتو خاموش...

قلب همچنان از فراقت می تپد.. .

نفس همچنان از فراغت میدمد...

عشق خیالینم  پر میکشد...   

تا رسیدن به ساحل آرامش...

سرا غت را از کویردل میگیرد...

فریاد سکوت دل در فضای کوچه ی غم میپیچد...

باز آ باز آ که دل دائم سراغت را میگیرد......





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 3 خرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

این   روزها درکوچه  های مه گرفته

  جا مانده ام   با رد  پای  مه   گرفته

    زخم عبوری  تازه را  درسینه   دارم

      می بارم از حال وهوای  مه   گرفته

        حس می کنم انگار فصلی زرد زردم

          خشکیده ام  درانتهایی   مه   گرفته

            تنهاتر  از حتی   سکوتی  ناشناسم

               در غربت  غم   انزوایی مه    گرفته

                مات واسیر  لحظه های  بی   عبورم

                  افتاده ام   در    تنگنای    مه   گرفته

                    از من نمانده جز نگاهی خیس و ابری

                       تل غروری   های های   مه    گرفته





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
چرا گرفته دلت، مثل آنكه تنهایی.
چقدر هم تنها!
خیال می‌كنم 
دچار آن رگ پنهان رنگ‌ها هستی.
دچار یعنی 
عاشق.
و فكر كن كه چه تنهاست
اگر ماهی كوچك ، دچار آبی دریای بیكران باشد.
چه فكر نازك غمناكی !
و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان كه عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
- نه، وصل ممكن نیست،
همیشه فاصله‌ای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل‌آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصله‌ای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیات میان دو حرف 
حرام خواهد شد.
و عشق 
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق 
صدای فاصله‌هاست.
صدای فاصله‌هایی كه 
غرق ابهامند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
پنهان مشو که روی تو بر ما مبارک است/نظاره تو بر همه جان ها مبارک است

یک لحظه سایه از ســر ما دورتر مــکن/دانسته ای که سایه عـنقا مبارک است

ای بستگان تن به تماشــای جــان روید/کاخر رسول گفت تماشا مبارک است

ای نوبهار حسن بیا کان هوای خــوش/بر بام وراغ وگلشن وصحرا مبارک است

بر خاکـــیان جــمال بهاران خجــسته باد/بر ماهــیان تپیــدن دریا مـــبارک است 

دل را مجال نیست که از ذوق دم زند/جان سجده میکند که خدا یا مبارک است




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 23 اسفند 1392 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

ما آدمها واقعا تا چیزی رو از دست ندیم قدر ومنزلتش رو نمیدونیم ولی در عین حال تا وقتی که چیزی رو دوباره به دست نیاریم نمیدونیم چی رو از دست دادیم.....اینکه عشق وجودیت رو تقدیم کسی کنی تضمینی نیست که او هم چنین کنه پس انتظار عشق متقابل نداشته باشد..فقط منتظر بمون تا اینکه عشق آروم تو قلبش رشد کنه واگر اینطور نشد خوشحال باش که عشق تو درون خودت رشد کرده وبا این عشق قدرت درک حقایق رو پیدا میکنی..این هم باید بدونی که در عرض یک دقیقه میشه یک نفر رو خرد کرد ودر یک ساعت  میشه کسی رو دوست داشت  ودر یک روز میشه عاشق گشت ولی یک عمر طول میکشه تا کسی رو فراموش کردپس طوری عاشق شو که هیچ وقت فراموش نشی....دنبال نگاه ها نرو چون ممکنه گولت بزنن ،دنبال دارایی نرو چون کم کم افول میکنه بلکه دنبال کسی باش که باعث شه لبخند بزنی ،کسی که وقتی در اوج تنهایی وغربت درونت  اسیری با یه لبخنداز اسارت  آزادت کنه دنبال کسی باش که وقتی غصه خوردی غصه ی تورو بخوره نه اینکه برات قصه پردازی کنه  وبا قصه هاش غصه تو رو چند برابر کنه...





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 16 بهمن 1392 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7