تبلیغات
ناقوس عشق - مطالب ناقوس عشق
 
درباره وبلاگ


وفکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی دریای بی کران باشد....

مدیر وبلاگ : ناقوس عشق
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
ناقوس عشق
دچار یعنی عاشق....




سه ﺑﯿﺖ ، ﺳﻪ ﻧﮕﺎﻩ ، ﺳﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ

ﻣﻮﺳﯽ ‏(ﻉ ) ﺧﻄﺎﺏ ﺑﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﮐﻮﻩ ﻃﻮﺭ:
ﺍَﺭَﻧﯽ ‏( ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻧﺸﺎﻥ ﺑﺪﻩ ‏)

ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ : ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ ‏( ﻫﺮﮔﺰ ﻣﺮﺍ ﻧﺨﻮﺍﻫﯽ ﺩﯾﺪ ‏)

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ #ﺳﻌﺪﯼ :
ﭼﻮ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﮐﻮﻩ ﺳﯿﻨﺎ ﺍﺭﻧﯽ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﺬﺭ
ﮐﻪ ﻧﯿﺮﺯﺩ ﺍﯾﻦ ﺗﻤﻨﺎ ﺑﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ 

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ #ﺣﺎﻓﻆ :
ﭼﻮ ﺭﺳﯽ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺳﯿﻨﺎ ﺍﺭﻧﯽ ﺑﮕﻮ ﻭ ﺑﮕﺬﺭ
ﺗﻮ ﺻﺪﺍﯼ ﺩﻭﺳﺖ ﺑﺸﻨﻮ، ﻧﻪ ﺟﻮﺍﺏ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ 

ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ #ﻣﻮﻻﻧﺎ :
ﺍﺭﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﮐﻪ ﺗﺮﺍ ﻧﺪﯾﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ
ﺗﻮ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻣﻨﯽ ﻫﻤﯿﺸﻪ، ﭼﻪ ﺗﺮﯼ ﭼﻪ ﻟﻦ ﺗﺮﺍﻧﯽ

ﺳﻪ ﺑﯿﺖ، ﺳﻪ ﻧﮕﺎﻩ، ﺳﻪ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﻣﺜﻞ ﺳﻌﺪﯼ ، ﻋﺎﻗﻼﻧﻪ
ﻣﺜﻞ ﺣﺎﻓﻆ ، ﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ
ﻣﺜﻞ ﻣﻮﻻﻧﺎ ، ﻋﺎﺭﻓﺎﻧﻪ






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 12 مهر 1396 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
پـرِ پر پـرواز ندارم
امّا
دلی دارم و حسرتِ دُرنـاها

و به هنگامی که مرغانِ مهاجر
در دریاچه‌ی ماه‌تاب
پارو می‌کشند،
خوشا رهــا کردن و رفتــن!
خوابی دیگــر
به مُردابی دیگر!
خوشا ماندابی دیگر
به ساحلی دیگر
به دریایی دیگر!

خوشا پر کشیدن، خوشا رهایی،
خوشا اگر نه رها زیستن، مُردن به رهایی!
آه، این پرنده
در این قفسِ تنگ
نمی‌خواند




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
در شبان غم تنهایی خویش
عابد چشم سخنگوی توام
من در این تاریکی

من در این تیره شب جانفرسا
زائر ظلمت گیسوی توام
گیسوان تو پریشانتر از اندیشه ی من
گیسوان تو شب بی پایان
جنگل عطرآلود
شکن گیسوی تو
موج دریای خیال
کاش با زورق اندیشه شبی
از شط گیسوی مواج تو من
بوسه زن بر سر هر موج گذر می کردم
کاش بر این شط مواج سیاه
همه ی عمر سفر می کردم
من هنوز از اثر عطر نفسهای تو سرشار سرور
گیسوان تو در اندیشه ی من 
گرم رقصی موزون
کاشکی پنجه ی من
در شب گیسوی پر پیچ تو راهی می جست 
....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()


به دیدارم بیا هر شب
در این تنهایی تنها و تاریکِ خدا مانند

دلم تنگ است
بیا ای روشن، ای روشنتر از لبخند
شبم را روز کن در زیر سرپوش سیاهی ها
دلم تنگ است

بیا بنگر، چه غمگین و غریبانه
در این ایوان سرپوشیده
وین تالاب مالامال
دلی خوش کرده ام با این پرستو ها و ماهی ها
و این نیلوفر آبی و این تالاب مهتابی

بیا، ای هم گناهِ من در این برزخ
بهشتم نیز و هم دوزخ

به دیدارم بیا، ای هم گناه، ای مهربان با من
که اینان زود می پوشند رو در خواب های بی گناهی ها
و من می مانم و بیداد بی خوابی

در این ایوان سرپوشیده ی متروک
شب افتاده ست و در تالابِ من دیری ست
که در خوابند آن نیلوفر آبی و ماهی ها
پرستو ها

بیا امشب که بس تاریک و تنهایم
بیا ای روشنی، اما بپوشان روی
که می ترسم تو را خورشید پندارند
و می ترسم همه از خواب برخیزند
و می ترسم که چشم از خواب بردارند

نمی خواهم ببیند هیچ کس ما را
نمی خواهم بداند هیچ کس ما را

و نیلوفر که سر بر می کشد از آب
پرستوها که با پرواز و با آواز
و ماهی ها که با آن رقص غوغایی
نمی خواهم بفهمانند بیدارند

شب افتاده ست و من تاریک و تنهایم
در ایوان و در تالاب من دیری ست در خوابند
پرستو ها و ماهی ها و آن نیلوفر آبی

بیا ای مهربان با من!
بیا ای یاد مهتابی...




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()


در کوی محبت به وفایی نرسیدیم 
رفتیم ازین راه و به جایی نرسیدیم 
هر چند که در اوج طلب هستی ما سوخت
چون شعله به معراج فنایی نرسیدیم 
با آن همه آشفتگی و حسرت پرواز 
 چون گرد پریشان به هوایی نرسیدیم 
 گشتیم تهی از خود و در سیر مقامات 
 چون نای درین ره به نوایی نرسیدیم 
 بی مهری او بود که چون غنچه ی پاییز 
 هرگز به دم عقده گشایی نرسیدیم 
 ای خضر جنون ! رهبر ما شو که در این راه 
 رفتیم و سرانجام به جایی نرسیدیم 

 

"شفیعی کدکنی"




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 23 دی 1394 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
خدﺍﻱِ ﻣﻦ ﻧﻪ ﺩﻭﺭِ ﮐﻌﺒﻪ ﺍﺳﺖ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﮐﻠﻴﺴﺎ؛
ﻧﻪ ﺩﺭ ﻣﻌﺒﺪ؛
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻫﻤﻴﻨﺠﺎﺳﺖ
ﮐﻨﺎﺭِ ﺗﻤﺎﻡِ
ﺩﻟﻮﺍﭘﺴﻲ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺑﻐﺾ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﻨﺪﻩ ﻫﺎﻳﻢ؛
ﺧﺪﺍﻱ ﻣﻦ ،
ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ
ﺍﻣــــﺎ ؛
ﻣﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ
ﺷﮑﺴﺘﻦِ ﺩﻟﻲ،
ﺍﺷﮏ ﺁﻭﺭﺩﻥ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﻲ،
ﻧﺎ ﺣﻖ ﮐﺮﺩﻥِ ﺣﻘﻲ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﻲ ﺑﻴﻨﺪ ﻣﺮﺍ
ﻫﺮﺟﺎ ﮐﻪ ﺑﺎﺷﻢ
ﻣﻲ ﻓﻬﻤﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﺎ ﻫﺮ ﺯﺑﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﺳﺨﻦ ﻣﻲ ﮔﻮﻳﻢ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﺣﻮﺍﺳﺶ ﺩﺭ ﻫﻤﻪ ﺍﺣﻮﺍﻝ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻫﺴﺖ ،
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻫﻴﭻ ﻧﻤﻲ ﺗﺮﺳﺎﻧﺪ
ﺟﺰ ﺑﻲ ﻓﮑﺮ ﺳﺨﻦ ﮔﻔﺘﻦ ﻭ
ﺭﻧﺠﺎﻧﺪﻥِ ﺩﻟﻲ
ﺧﺪﺍﻱِ ﻣﻦ،
ﺧــــﺪﺍﻱِ ﺗﻤﺎﻡِ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻲ ﻫﺎﺳﺖ.

"دکتر شریعتی".





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


سه شنبه 26 خرداد 1394 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

بهار آمد ، بهار من نیامد
گل آمد گُلزار من نیامد

برآوردند سر از شاخ ، گل ‏ها
گلی بر شاخسار من نیامد

چراغ لاله روشن شد به صحرا
چراغ شام تار من نیامد

جهان در انتظار آمد به پایان
به پایان انتظار من نیامد







نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 20 اسفند 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

هوا بسیار سرد است زیر این آفتاب سوزان

آنقدر سوزان که کویرم خالی شده ، دریغ از قطره ای کوچک

نمی دانم بگریم یا بخندم !!

کودک هم از این دیار رخت بربسته و آوایی از او نیست که خوشحالم کند

گویی پسرک تنها ترین خود را سپری میکند

گویی سپیدم دم اینست یک پسرک نا امید

در پس خیال چه زود سقوط کردم آن دم که هوای پروازم بود

سکوتم بیش از پیش سکوت گشته است

سکوتی این بار درد آور و  خالی از همه آنچه آرامش روزهای تلخم بود

سکوت دیروزم آختیاری بود و دوست داشتنی و سکوت امروزم اجباری و بسیار تلخ

دلم سنگین شده از هجمه نامروتی ها

گویی نه دیروزی بوده و نه فردایی هست

چشمانم سویی ندارند تا آنسوی جاده کویر را ببیند

گویی کویرم سراب شده

سرابی که از باران تلخ پسرکی شکست خورده روی شنزارهای کویر وجود آمده است

باز به همان کلام خویش رسیدم :

آن دم که فریادت بلند است خاموشت می کنند و آنگاه که خاموشی فریادشان بلند

می دانم جوهر قلمم تلخ گشته و ویرانه سیاهه می کند

اما هر چه هست مرا سیاهه می کند آنقدر که سیاهم کردند





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 20 آذر 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
این روزها دگر مجالی نیست.....

مجالی هست وآن مجال خیال توست......

خیال تو سر تا پای وجودم را گرفته.......

ودر قهقرای ذهنم تو را می جویم.......

تارو پود وجودم از اندیشه تو ست.....

دائم در این اندیشه ام که......

چطور نیاندیشیده رفتی....




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


جمعه 16 آبان 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

آسمان دلم بارانیست


گویی فصلش خزان است


چشم هایم پر خواهش


سری در وجودم نهان است


ای نور امید در افق پیدا


سفری کن بر فصل خزان دلم


ای چشمه ی جاری آرامش


بیا و فاش کن راز نهان دلم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 14 مهر 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7