تبلیغات
ناقوس عشق - مطالب مرداد 1393
 
درباره وبلاگ


وفکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی دریای بی کران باشد....

مدیر وبلاگ : ناقوس عشق
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
ناقوس عشق
دچار یعنی عاشق....




دلم آشفته آن مایه ناز است هنوز

مرغ پر سوخته در پنجه باز است هنوز

جان به لب آمد و لب بر لب جانان نرسید

دل به جان آمد و او بر سر ناز است هنوز

گر چه بیگانه ز خود گشتم و دیوانه ز عشق

یار عاشق کش و بیگانه نواز است هنوز

خاک گردیدم و بر آتش من آب نزد

غافل از حسرت ارباب نیاز است هنوز

گرچه هر لحظه مدد می دهدم چشم پر آب

دل سودا زده در سوز و گداز است هنوز 

همه خفتند به غیر از من و پروانه و شمع

قصه ما دو سه دیوانه دراز است هنوز

گر چه رفتی، ز دلم حسرت روی تو نرفت

در این خانه به امید تو باز است هنوز





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 25 مرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()

دستمال کاغذی به اشک گفت

قطره قطره ات طلاست!

 یک کم از طلای خود حراج میکنی؟

 عاشقم!...

 با من ازدواج میکنی؟!

 اشک گفت

ازدواج اشک و دستمال کاغذی؟

 تو چقدر ساده ای

خوش خیال کاغذی!

توی ازدواج ما تو مچاله میشوی!

چرک میشوی و تکه ای زباله میشوی!

پس برو و بی خیال باش،...

عاشقی کجاست؟

 تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی دلش شکست

گوشه ای کنار جعبه اش نشست!

 گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد

 در تن سپید و نازکش دوید خون درد!

 آخرش دستمال کاغذی مچاله شد

 مثل تکه ای زباله شد

تو ولی شبیه دیگران نشد

چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال

پاک بود و عاشق و زلال

او با تمام دستمال های کاغذی فرق داشت

چونکه در میان قلب خود

دانه های اشک داشت..





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


شنبه 4 مرداد 1393 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()