تبلیغات
ناقوس عشق - عشق در نگاه دکتر شریعتی
 
درباره وبلاگ


وفکر کن که چه تنهاست

اگر که ماهی کوچک

دچار آبی دریای بی کران باشد....

مدیر وبلاگ : ناقوس عشق
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
قالب وبلاگ | قالب
گالری عکس
ناقوس عشق
دچار یعنی عاشق....





_عشق چه آسمانی باشد چه زمینی،عاقبتش به طرف خداست.
_به شماره هر دلی ،عشقی است.
_عشق در اوج اخلاصش به ایثار رسیده  ودر اوج ایثارش  به قساوت.
_اگر عشق نباشد تنهایی نیست .تنهایی آرزوست،سعادت وآرامش است.
_عشق در دریا غرق شدن است ودوست داشتن ،در دریا شنا کردن.
_عشق وجود ندارد عشق میتواند وجود پیدا کند.
_بگذار تا شیطنت عشق،چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید.
_عشق موجودی نیست که آن را بیابند.عشق یک هنر است:باید آن را آموخت وآن را آفرید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : ناقوس عشق
نظرات ()
جمعه 10 خرداد 1392 08:17 ب.ظ
به عاشقان بگویید خودساخته شوند نه خودباخته، عاشق کمال معشوق شوند نه جمالش که جمال به مویی بند است وکمال به خداوند.
ناقوس عشق احسنت
شنبه 31 تیر 1391 10:46 ب.ظ
سلام اقا علی اصغر............خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟چه خبراقا علی اصغر؟؟؟؟؟؟؟؟؟یه خواهش داشتم داداش میخواستم یه وب درست كنم میتونید كمك كنید واسه ساخت وب؟؟؟؟؟؟؟؟؟كه چه جوریه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟داداش بازم تشكر میكنم واسه اون كمكت هیچوقت فراموش نمینك كاری كه كردین واسم مرسیییییییی
ناقوس عشق سلام
امیدوارم حالتون خوب باشه.اگه میخاید وب بسازید وارد یکی از دو سایت www.mihanblog.comیا www.blogfa.com شیدوثبت نام کنید .با کمی تلاش میتونید یه وب بسازید
جمعه 5 خرداد 1391 02:45 ب.ظ
آفتاب و مهتاب هردوزیبایند..هردو رازهادرسینه دارند..هردوآرامش بخشند...اماهردوتنهایند....
آفتاب ومهتاب عاشق همنداماتقدیرشان برآنست که ازهم دورباشندتابه دیگران راحتی بخشند...آفتاب ومهتاب رنج فراق رابه خاطرمابه جان خریده اند...میدانی چه وقت آن دوبه هم میرسند؟؟
وقتی خسوف وکسوف میشود!!وقتی دنیاتیره وتارمیشود...مانمیبینیمشان زیرانمیخواهندشاهدعشق بازیشون باشیم...
عشق=سکوت تنهایی
پنجشنبه 4 خرداد 1391 05:07 ب.ظ
از اشعار استاد حسین پناهی
در گهواره از گریه تاسه می رود
کودک کر و لالی که منم
هراسان از حقایقی که چون باریکه ای از نور
از سطح پهن پیشانیم می گذرد
خواهران و برادران
نعمت اندوه و رنج را شکر گذار باشید
همیشه فاصله تان را با خوشبختی حفظ کنید
پنج یا شش ماه
خوشبختی جز رضایت نیست
به آشیانه با دست پر بر می گردد پرستوی مادر
گمشده در قندیل های ایوان خانه ای که سالهاست
از یاد رفته است
خوشا به حالتان که می توانید گریه کنید بخندید
همین است
برای زندگی بیهوده دنبال معنای دیگری نگردید
برای حفظ رضایت
نعمت انتظار و تلاش را شکرگزار باشید
پرستوهای مادر قادر به شکار بچه هاشان نیستند
پنجشنبه 4 خرداد 1391 05:03 ب.ظ


من زندگی را دوست دارم ولی
از زندگی دوباره می ترسم!
دین را دوست دارم
ولی از کشیش‌ها می ترسم!
قانون را دوست دارم
ولی از پاسبانها می ترسم!
عشق را دوست دارم
ولی از زنها می ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولی ز آئینه می ترسم!
سلام رادوست دارم
ولی از زبانم می ترسم!
من می ترسم
پس هستم
اینچنین می گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولی از روزگار می ترسم!

دوشنبه 1 خرداد 1391 11:20 ب.ظ
ازعشق توگفتیم ونمک گیر شدیم / تا ساحل چشمان تو تکثیر شدیم /گفتند غروب جمعه خواهی آمد/آنقدر نیامدی که ماپیرشدیم
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391 07:17 ب.ظ
به وقت زندگی رنجورحالیم/که باگرگان وحشی درکناریم/به وقت مرگ باصدداغ وحرمان/زگرگان رفت بایدسوی کرمان/زگرگان تابه کرمان راه کم نیست/زماتامرگ مویی بیش هم نیست.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.